ریاضی در قرآن علمی صحبت کنیم علم ابجد قرآن تقدیم میکند علمی صحبت کنیم اگر خطها ریز میباشد کنترل را بگیر و قلتک روی موس را به جلو بچرخان بزرگ نمایی میشود
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال365 بصندوق گنج الله 365 5+6+3= 14 معصوم به علم ابجد بهترین دین ها 737-541 عمر ابوبکر=196قل الله 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 امام 82 مهدی82+114 سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 قلب دین 196 امام کل دین 196دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 با هر علمی میتوانید حقانیت خود را ثابت نمائید اسلام هم به علم ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام میباشدو و کعبه هم 25 تقواء 25 عدالت25شیعه 25+144+196 = 365 روز سال شیعه قرآن 351+34 با کلام حق = 385 شیعه
دین اسلام 196+166لا اله الا الله +23 مهدی = 385 شیعه 385مرد عالم 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام385 شیعه یعنی
دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه شیعه یعنی چه شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385 دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی قول هو الله احد در دل هر زره باشد نورحق شیعه یعنی لا اله الا الله166+92 محمد +110 علی +17رکعت نماز= 385شیعه یعنی کهیعص 195+ 278حمعسق = 473 + علی 110 دین الهی = 583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 شبکه نور 583 از راست بخوان 385 براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند 385شیعه
لا اله الاالله166+26 علی راه حق 82 مهدی امام+11امام شهید = 385 شیعه لا اله الا الله 166+108 حق+100 اهل دین +11 امام شهید = 385 شیعه دین اسلام 196+166لا اله الا الله +23 مهدی = 385 شیعه 385مرد عالم 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام385 شیعه یعنی
دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه شیعه یعنی چه
شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385 دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی قول هو الله احد در دل هر زره باشد نورحق شیعه یعنی لا اله الا الله166+92 محمد +110 علی +17رکعت نماز= 385شیعه یعنی لا اله الاالله166+26 علی راه حق 82 مهدی امام+11امام شهید = 385 شیعه یعنی
دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه 196دین اسلام196اسلامه مهدی196 امام کل دین 196قلب دین196+166لا اله الا الله+23مهدی=385شیعه 385یاران مهدی313+72یاران امام حسین=385شیعه385شیداء385شهید الله 385 شیعه یعنی شاه مردانست علی شیعه یعنی لا اله الاالله166+ علی 26+82 امام مهدی امام+11امام شهید = 385 شیعه دین بحق الله 245 فاطمه علی +کلید دین حسین 128 +12 امام =385شیعه
+ حق 108 +11 امام شهید = 385 شیعه یعنی
لا اله الاالله166+ علی 26+82 امام مهدی امام+11امام شهید = 385 شیعه دین بحق الله 245 فاطمه علی +کلید دین حسین 128 +12 امام = یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه 196دین اسلام196اسلامه مهدی196 امام کل دین 196قلب دین196+166لا اله الا الله+23مهدی=385شیعه 385یاران مهدی313+72یاران امام حسین=385شیعه385شیداء385شهید الله 385 شیعه یعنی شاه مردانست علی شیعه یعنی لا اله الاالله166+ علی 26+82 امام مهدی امام+11امام شهید = 385 شیعه دین بحق الله 245 فاطمه علی +کلید دین حسین 128 +12 امام =385اهل دین110 +166 لا اله الا الله16+ حق 108 +11 امام شهید = 385 شیعه یعنی لا اله الاالله166+ علی 26+82 امام مهدی امام+11امام شهید = 385 شیعه دین بحق الله 245 فاطمه علی +کلید دین حسین 128 +12 امام = شیعه به ابجد صغیر و کبیر اسلام 144محمد 92+52 جمعه سال= 144 +52 = 196دین اسلام 196 امام زمانی ها196 دین اسلام 196+166لا اله الا الله +23 مهدی = 385 شیعه 385
پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامدهنام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده نام امام 12 بار در قرآن آمده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ درآتشه 22دوزخه22 نیرنگ۲۲ لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲ نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد بی نماز مثل برکه ای که دریا را ندیده مثل مردابی که گندیده مثل درخت بی ثمر که فقط به درد سوزاندن می خورد بی نماز الکلی خوب درآتش دوزخ میسوزد بدبخت ترین انسانها در قیامت بی نمازان هستند اولین کسانی که وارد دوزخ میشوند بی نمازان هستند حال و روز بی نمازان هزار برابر از قاتلان بیشتر است سگ و خوک بی نماز در قعر دوزخ جای دارد اگر بنده خدا نباشی پس بنده بی نماز شیطانی «نوالي وليکم و نعادي اعدائکم». به ابجد فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر = 74 فرقه نه 74 ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان باعث 74 فرقه شدن دین شدن به ابجد تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 بازم ابجد سه صغیر سه خلیفه که موجب 74 فرقه شدن دین اسلام شدند 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 والشجرتها الملعونه 74 اینم آیه قرآن 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ما مجرمان را انتقام خواهیم گرفت 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان74 میباشدبه ابجد بزرگترین گنا هان کبیره دین 1276 -1202 سه خلیفه عمر ابوبکر عثمان = 74 تروریست 1276-1202= 74 چرا دین اسلام 74 فرقه شد 74دوزخیان پلید دین ها 74 دوستان پلیده شیطانی 74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74
چرا دین اسلام 74 فرقه شد ابجد صغیر ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 اینم آیه قرآن به ابجد سه خلیفه قاصب 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 74ان من المجرمین منتقمون 74 دین اسلام مثل دین مسیح 74 فرقه شد ابجدصغیر ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان=74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74فرقه میگویم74 باشیطان دین های اسلامه 74 شیطان ها مکار پلیده 74 مکار پلیده شیطان ها 74بنامردان پلید روزگار 74بپلید به نامردان74 نامرده پلید روزگار 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها الملعونه 74 منافق پلید بدین اسلامه 74میباشند 74با عهد شکنهای دین 74با نامردان عهدشکن پلید 74=74دشمنان اصلی دین اسلامی74عمرابوبکرعثمان74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74و کروا مکرا" کبارا 74
به ابجد تروریست 1276-1202= 74 بزرگترین گناهان کبیره دین 1276-1202 سه خلیفه لامذهب قاصب = 74 کافرا پلیدبی دین 74بی دینها کافران اسلام 74 تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 کسانی که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندابوبکر 27+22 عمر+25 عثمان = 74 قیامت دین 615 -541 عمر ابوبکر541 مجرمان دین ها اسلامه= 74 بمنافقان پلید بدین اسلام74 قیامت دین 615-541 = 74
به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه 385پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط شیعیان قائم آل محمد علی اهل نجات دین555-541 عمر ابوبکر= 14 معصوم خانواده پیامبر اعظم محمد (ص) بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند مثل قضییه غدیر خم یاران اصلی درخواست معرفی جانشین رسول خدا را نمودند از جانب خدا علی معرفی شد بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
«إِذْ قَالُواْ لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ». (سوره بقره، آیه 246) بنی اسرائیل 600 پیامبر خود را سر بریدند و نفرین شده پروردگار عالم میباشند
(آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...)
پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن 26 طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26 آیاتی 26بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26جان محمد 26 راه حق 26حدید 26بت شکنی 26بدوش نبی 26علی 26خیلی 26مردی26 طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 امام دین26علی26 جانه قرآن 26بارهبر 26دینی 26 عالمه 26 عشق اسلام 26 جان محمد 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26راه حق 26 بدین الهی 26 نجات دین 26 شیعها 26باجانشینه 26جانه دین 26 جان دینه 26 اسلام بحق26 با روح 26 جان محمد26 ارباباسلام 26 تاج سری 26 با ریاست 26 کل اسلام 26یدالله 26 دست الله 26 امام دین 26 با رهبر 26امام بکل 26 دینی 26 غدیر26 عسلی 26 علی 26 جانه قرآن 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26جان ائمه 26نجات دین 26 با ریاست 26جان محمد 26 امام بکل 26آیاتی26 دینی2626با ریاست 26 کل اسلام 26 ارباب اسلام 26 تاج سری 26 دوش نبی 26 بت شکنی 26 الحمدو الله رب العالمین دین الهی پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود و چشم دشمنان اسلام کور شد هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند
قوم بنی اسرائیل از پیامبر خود تقاضای جانشین و رهبری قوی نمودند و خداوند نام فرمانروا طالوت را معرفی نمود
با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان)
(از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست،صد بار نقشه ترور پیامبر و علی را کشیدند بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى نماینده پروردگار باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شدهنگامی که رسول خدا(ص) علی(ع) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه" هر کس من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است" چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد" حرث بن نعمان فهری" خدمت پیامبر(ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی تا به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه این ها را پذیرفتیم، اما با این ها راضی نشدی، تا اینکه این جوان(اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است".
" نعمان" روی بر گرداند در حالی که می گفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است، از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما به باران"! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت".
بقرآن اگر یهودی ها میدانستند شیعه هزار برابر بالاتر و شریف تر از دین یهود ماقبل تاریخ خجالت بکشید یهودی ها 600 پیامبر خود را سر بریدند یعنی احمق تر از امت یهود در تاریخ نخواهد آمد آدم اینقدر کودن بیشعور باشه که بجای پرستش خدا مجسمه و گوساله بپرستد دروغ میگویند حضرت موسی را هم قبول ندارند مسیح را نپذیرد و محمد(ص) قائم آل محمد (عج) را نشناسد رهبر من پور ابیطالب است پیرو هر بی پدری نیستم
لعن به روح پدر دومی شکر خدا من عمری نیستم...
لعن چیست؟
لعن ما باشد جواب لعن ها پاسخ زخم زبان و طعن ها
لعن اعلان برائت از عدوست بغض تاریخ است که، اندر گلوست
لعن شد مولای ما هشتاد سال حال می گوئید ای شیعه منال
لعنتی که بر لبان شیعه است جلوۀ رنج نهان شیعه است
لعن یعنی آتشی در سینه ها دفتر ابراز بغض و کینه ها
لعن شرح اعتراض ما بود چون شعار مرگ بر اعدا بود
لعن یعنی مرگ بر کفر و نفاق آن که در امت فکند این انشقاق
لعن یعنی یک عبادت یک دعا بر علیه دشمن دین خدا
لعن رسمی عاطفی دینی بود کاشف از نوعی جهان بینی بود
لعن یک اصل است نزد شیعیان می کند اصل تبری را بیان
لعن یعنی فاطمی هستیم ما با علی عهد وفا بستیم ما
لعن یعنی ما سپاه حیدریم گوش بر فرمان چو مالک اشتریم به ابجد قرآن بسم الله الرحمان الرحیم 786-541 عمر ابوبکر= 245 به ابجد اسلامه حق 245 یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 دینه بحق الله 245 علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق فاطمه و علی میباشند به ابجد کاغذ و دواته 1447 -1202 سه خلیفه = 245 علی 110 +135 فاطمه =245 دین بحق الله 245 اسلامه حق 245 پیامبر کاغذ و دوات خواست عمر فرمود هذیان میگوید و قرآن ما را بس است
اسلام به ابجد صغیر و کبیر 144 اسلام 144 ضرب 12 امام میباشد یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144 ابجد آیه وعتصمو بحبل الله جمیعا" ولا تفرقو 144 دوازده امام مثل ریسمان نجات بخش میباشند 72+72=144 یعنی4ضربدر4+1 =17 نماز 4ضربدره 4= 16+1= 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء اسلام به ابجد صغیر 12 امام میباشد حق 12 اسلام 12 واجب 12 اخلاق 12 نجاتبخش 12 جانها 12 در این پرده یک رشته بیکار نیست ولیکن سر رشته بر ما پدیدار نیست مپندار چرخ گردون بازیگریست سرا پرده ای اینچنین سرسریست به ابجد کبیر و صغیرالله86 +110دین الهی196 196دین اسلام 196بدین های الهی الله196 امام بدین الهی به ابجد196 امام کل دین 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196دین اسلام 196 بدین های الهی الله 196دين اسلام 196 اصول دينه 196کلید اسلام 196امام کل دین 196 امام بدین الهی 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 امام کل دین 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كردبه ابجدحق 12+ناحق15 = 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 امام کل دین 196 امام بدین الهی 196با اماما دین الهی 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم به ابجد 196 امام کل دین196 امام بدین الهی 196 دين اسلام 196 اصول دينه 196 کلید اسلام 196بدین های الهی الله 196 با اماما دین الهی 196 به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی 196 بااماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كرد به ابجدحق 12+ناحق15= 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 196 به ابجد دین اسلام196 اصول دینه 196جهان اسلامه 196دین اسلام196 ادیان دین الله 196 با مذهب اسلامی 196 جهان اسلامه 196مومنین 196 کلید اسلام 196 فقیها 196یا گنج اسلام196مومنین 196دین اسلام 196 الله بجهان196 + 110 دین الهی +59 مهدی = 365 روز سال کسانی که واقعا" امام زمان حضرت مهدی را از صمیم قلب دوست دارند به ابجد نرجس 313 +72 شهید کربلاء = 385 شیعه به ابجد 313رمز الله 313در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار هفت بار آمده 3+1+3 = 7 هفت دوره کعبه 7 سنگ به سه شیطان در مکه ابوبکر عمر عثمان فقط یاران مهدی میتوانند انتقام دین خدا را از قاصبان بدین را بگیرند 313 رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 این عدد نورانی را از راست بخوان 385 براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دختر فاطمه باشد به ابجد لا اله الا الله 166 +92 محمد +110 علی +17 نماز = 385 فقط وضوء و نماز شیعیان پذیرفته میشود پیامبر فرمود یا علی انت و شیعتک هم الفائزون فقط علی و شیعیانش اهل نجات هستند ضرب 14 معصوم ضربدر 14معصوم میباشد196 دین اسلام196 کلید اسلام ۱۹۶ مومنین 196 فقیها 196 جهان اسلامه 196یا گنج اسلام196 میشودیعنی۶ضربدر ۹=54 ۵۴+۱=۵۵ + ۱۷ نماز+۱۰ اصول دین= ۸۲ مهدی گل سر سبد۱۴معصوم ۸۲ مهدی ۵۵+۱۷=۷۲ شهید کربلاء+۱۷نمازدر ۵ وقت بنام ۵ تن آل عباء = ۸۲ به ابجد امام 82 میشود مهدی هم به ابجد صغیر و کبیر 82 میباشد مهدی گل سر سبد پیامبران الهی ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش144 +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال روزی رسول خدا در نماز به سجده رفت کودکی 3 ساله وارد مسجد شد و رفت روی دوش مبارک رسول خدا ایشان را در آغوش گرفت و میبوسید و نشست جانم حسین روحم حسین عشقم حسین فقط یک جانشین پیامبر میتواند به دوش خاتم پا بگذارد پطروس ملک پرهای خود را به قنداقه امام حسین کشید و از بند زمین رهایی یافت او خود را از شیعیان حسین میداند جبرئیل نازل و فرمود پروردگار میفرماید اگر از سجد برخیزی سر بلندکنی تو را از نبوت خلع میکنم رسول خدا همچنان در سجده ماند تا نوه اش حسین پائین آمد مردم سبب سجده طولانی را از رسول خدا را پرسیدند پیامبر فرمود اصل ماجرا را که حسین و فرزندان او جانشین بحق من هستند و هر کسی او را بیازارد مرا آزرده و هر کسی او را دشمنی کند دشمن من است حسن و حسین سید جوانان اهل بهشتند حسین سفینه" النجات به ابجد حسین 128 به ابجدهمیشه حسینی باشید به ابجد 128 امام الهی 128کلید دین 128 حسین 128 سبب دین 128امام الهی 128 جان دینی 128 حسین 128کلید دین 128 امام الهی128کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم میباشد
دین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین 128 خلیفه خدا 1330 -1202 عمر ابوبکر عثمان = 128 حسین 128 خلیفه واقعی الله 978-971 = 7 نام 12 امام در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده میباشد ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال
اگر مردی یک معادله 365 روز سال بیاور و دینت را ثابت کن اینجانب دینت را میپذیرم اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید جوانان با غیرت تمام فرقه ها یکی پس از دیگری شیعه قائم آل محمد 12 امامی میشوند بنازم من جوانان وطن راه که شیعه میشوند هر دم به والله
به ابجداسلام 132+92 محمد +110 دين الهي +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال
اگر مردی یک معادله 365 روز سال بیاور و دینت را ثابت کن اینجانب دینت را میپذیرم به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دين الهي +17 ركعت نماز +14 معصوم = 365 روز سال بنازم من جوانان وطن را که شیعه میشوندهر دم به والله
دین اسلام 196 کلید اسلام 196 دین اسلام196 اصول دینه 196کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد به ابجد196 امام کل دین 196 بدین های الهی الله196دين اسلام 196 اصول دينه 196 امام کل دین 196 امام بدین الهی 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام196 امام کل دین 196 يعني ضرب 14 معصوم چه كسي حقوناحق كردبه ابجدحق 12+ناحق15 = 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی همه خاک سیه بر کله قاصب هم اکنون عمرو ابوبکرها در شهر داریها و ادارات مشغول خدمت به خلق خدایند برو اگه تونستی جایشان را بگیر تا با لدر بندازنت بیرون هه هه هه هه هندونه
به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 امام کل دین 196 امام بدین الهی 196با اماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم به ابجد دستور الله 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 بااماما دین الهی196 امام کل دین 196
به ابجد 196 امام کل دین196 امام بدین الهی 196 دين اسلام 196 اصول دينه 196بدین های الهی الله 196 با اماما دین الهی 196 به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی 196 بااماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كرد به ابجدحق 12+ناحق15= 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال
اگر مردی یک معادله 365 روز سال بیاور و دینت را ثابت کن اینجانب دینت را میپذیرم اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید
به علم ابجد امام 82 مهدی 82 الم 82 بهای دین 82 طبیب جهان 82 کسی میباشد که به علم ریاضی قرآن 351 و 114 سوره و 365 روز سال و ماه و ساعت مطابق 196 دین اسلام 196 و 14 معصوم باید باشد به معجزه علم ریاضی قرآن در باب 82به باب دین ها 82 امام 82
269امام واقعی269
اهل دین100 + علی110+59 مهدی=269امام واقعی 269خدایی حرف خدا را شما میپذیری یا حرف مردم را در غدیر خم علی توسط پیامبر به عنوان من کنتو مولاء فهذا علی مولاء انتخاب و دستش بالا رفت در کتاب خودتان هم موجود میباشد خودتان را بحماقت اهل دین 651 -110 دین الهی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا بخوان نام خلفاء بر عکس میفهمی حق با علی مولاء است انتخاب الله 1120-1202 سه خلیفه قاصب = 82 به ابجد صغیر و کبیر مهدی 82 امام 82 الم 82 امام 82 بهای دین 82 طبیب جهان82هم اکنون امام 82 مهدی 82 طبیب جهان 82 به ابجد صغیر وکبیر 82 میباشد امام مهدی 82 اهل ماه 82 امام 82 مهدی مولای دین ما میباشد از شما تقاضاء میکنم هر روز ایشان را یاد کنید تا فکرتان الهی شکوفا گردد 74یاد مهدی74 برای 74 فرقه بسیار مفید است نماز برای سلامتی مولاء 2رکعت فراموش نشود
به ابجد196 دین اسلام 196 یاجانشین بحق محمد علی737-541 عمر ابوبکر= 196 امام کل دین 196 دین اسلام 196
به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش144 +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال درمانگاه دین 365قطب عالم امکان365 روز سال5+6+3= 14 معصوم گل سر سبد 14 معصوم 4+1= 5 تن آل عباء
به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط شیعیان قائم آل محمد علی
اهل نجات دین555-541 عمر ابوبکر= 14 معصوم خانواده پیامبر اعظم محمد (ص)
به ابجد دستور الله 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 به ابجد جانشین الله 431-541 عمر ابوبکر= 110 دین الهی110 علی 110 پلیسی 110 نگین 110 دین الهی110 علی 110 پلیسی 110 نامت 110 یاعلی حقا پلیس عالمی 110 پلیس 110 با رهبر کل جهان اسلام 651-541 عمر ابوبکر= 110 علی 110 دین الهی 110 نان جو 110 نمک 110 به نانو نمک مرتضی علی قسم همه فرقه های جوانمرد دین بزودی حق را پذیرفته و شیعه خواهند شد ان شاءالله آقادعا بفرمائید ما چشممان به دعای شما ست اعتقاد ناب شیعه پرتوی از انوار ولایت اهل بیت قائم آل محمد (عج) میباشد علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن روزی رسول خدا در نماز به سجده رفت کودکی 3 ساله وارد مسجد شد و رفت روی رسول خدا نشست جبرئیل نازل و فرمود پروردگار میفرماید اگر از سجد برخیزی سر بلندکنی تو را از نبوت خلع میکنم رسول خدا همچنان در سجده ماند تا نوه اش حسین پائین آمد مردم سبب سجده طولانی را از رسول خدا را پرسیدند پیامبر فرمود اصل ماجرا را که حسین و فرزندان او جانشین بحق من هستند و هر کسی او را بیازارد مرا آزرده و هر کسی او را دشمنی کند دشمن من است حسن و حسین سید جوانان اهل بهشتند حسین سفینه" النجات به ابجد حسین 128 سبب دین128 به ابجدهمیشه حسینی باشید به ابجد 128 کلید دین 128 حسین 128 سبب دین 128 کلید دین 128 سبب دین 128 حسین 128 کلید بدین الله 196 ضرب 14 معصوم میباشد به ابجد196 دين اسلام 196 اصول دينه 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كرد به ابجدحق 12+ناحق15= 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم اسامی مقدس امام زمان {عج} در ادیان الهی جانم به قدای مولایی که نام های مقدسش موجب استجابت دعا میشود 1- « صاحب » در صحف ابراهیم علیه السلام . 2- « قائم » در زبور سیزدهم . 3- « قید مو » در تورات به لغت ترکوم . 4- « ماشیع »، ( مهد بزرگ ) در تورات عبرانی . 5- « مهمید آخر» در انجیل . 6- « سروش ایزد » در زمزم زرتشت . 7- « بهرام » در ابستاق زند و پا زند . 8- « خجسته »، ( احمد ) در کندرال فرنگیان . 9- « لند بطاوا » در هزار نام هندیان . 10- « شماخیل » در ارماطس . 11- « خوراند » در جاویدان . 12- « خسرو » در کتاب مجوس . 13- « میزان الحق و لسان صدیق » در صحیفه ی آسمانی . 14- « صمصام اکبر » در کتاب کندرال . 15 - « بقیه الله » در کتاب دوهر . 16- « قاطع » در کتاب قنطره . 17- « منصور » در کتاب دید براهمه . 18- « ایستاده » در کتاب شاکمونی . 19- « وشینو » در کتاب ریگ ودا . 20 - « فرخنده »، ( صمد ) درکتاب وشن جوک . 21- « راهنما »، ( هادی و مهدی ) در کتاب پاتیکل . 22- « پسر انسان » درعهد جدید و اناجیل و ملحقات آن . 23- « سوشیانش » درکتاب زند و هومومن سین از کتاب زرتشتیان . 24- « فیروز»، ( منصور ) در کتاب اشعیای نبی . {مصلح موعود در ادیان، نصیر جینور لنگرودی، ص 189 } نویسنده:سید ایلیا * مناظره پیامبر اسلام(ص) با گروه مسیحیان. گروه مسیحیان گفتند: «ما معتقدیم كه حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ پسر خدا است، و خدا با او متّحد شده، به حضور شما آمدهایم در این باره، مذاكره كنیم، اگر از ما پیروی كنی و با عقیده ما موافق باشی، ما در این عقیده از تو پیشی گرفتهایم و در صورت مخالفت، طبعاً با شما مخالف خواهیم بود.» پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به آنها رو كرد و گفت: شما میگوئید خداوند قدیم، با پسرش حضرت مسیح متّحد شده است، منظورتان از این سخن چیست؟ آیا منظورتان این است كه خدا از قدیم بودن، تنزّل كرده و یك موجود حادث (نوپدید) شده و با موجود حادثی (عیسی) متحد گشته یا به عكس، عیسی كه موجود حادث و محدود است ترقی كرده و با پروردگار قدیم، یكی شده، و یا منظور شما از اتّحاد، از جهت احترام و شرافت حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ است؟! اگر سخن اوّل را بگویید یعنی وجود قدیم مبدّل به وجود حادث شده اینكه محال است، زیرا از نظر عقلی محال است یك شیءازلی و نامحدود، حادث و محدود گردد. اگر سخن دوّم را بگوئید، آن نیز محال است، زیرا از نظر عقلی تبدیل شیء محدود و حادث به شیء نامحدود و ازلی، محال است. و اگر سخن سوّم را بگویید، معنی سخن سوّم این است كه عیسی مانند سایر بندگان حادث است ولی بنده مورد احترام و ممتاز خدا است در این صورت نیز متحد و برابر بودن خدای قدیم با عیسی قابل قبول نخواهد بود. گروه مسیحی گفتند: چون خداوند، حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ را مشمول امتیازات خاصّی كرده است، و معجزات و امور عجیبی را در اختیار او قرار داده، از این رو او را بهعنوان پسر خود برگزیده است، و این پسر بودن به خاطر شرافت و احترام به اوست! پیامبر فرمود: «عین این مطلب را در گفتگو با گروه یهود داشتیم و شنیدید كه اگر بنا باشد خدا عیسی را بهخاطر امتیازش پسر خود بداند، كسانی را كه مقام بالاتر از عیسی دارند یا در ردیف عیسی هستند باید پدر یا استاد یا عموی خود بداند…» گروه مسیحی، در برابر این اشكال جوابی نداشتند، نزدیك بود كه از گردونه بحث خارج گردند كه یكی از آنها گفت: آیا شما ابراهیم را «خلیل خدا» (دوست خدا) نمیدانید؟». – پیامبر: آری میدانیم. – مسیحی: بر همین اساس ما هم، عیسی را «پسر خدا» میدانیم، چرا ما را از این عقیده منع میكنید؟ - پیامبر: این دو لقب، باهم تفاوت دارند، كلمه خلیل در اصل لغت از «خلّه» (بر وزن ذرّه) گرفته شده به معنی فقر و نیاز است، نظر به اینكه حضرت ابراهیم بینهایت به خدا متوجّه بود، و با عفّت نفس و بینیازی از غیر، خود را تنها فقیر و نیازمند درگاه خدا میدانست، خدا او را «خلیل» خود دانست، شما بهخصوص داستان آتش افكندن ابراهیم را به نظر بیاورید. وقتی كه (به دستور نمرود) او را در میان منجنیق گذاشتند تا در دل انبوه آتش بیفكنند، و جبرئیل از طرف خدا به سوی او آمد و در فضا با او ملاقات كرد، به او گفت از طرف خدا آمدهام ترا یاری كنم، ابراهیم به او گفت من نیازی به غیر خدا ندارم، یاری او برای من كافی است، او نیكو نگهبان است، خداوند از این رو او را «خلیل» خود نامید، خلیل یعنی فقیر و محتاج خدا و بریده از خلق خدا. و اگر كلمه خلیل را از ماده «خِلّه» (بر وزن پِلّه) بدانیم به معنی تحقیق در خلال معانی و توجّه به اسرار و رموز حقایق و آفرینش است، در این صورت ابراهیم، خلیل بود، یعنی به اسرار و لطائف آفرینش و حقایق امور آگاه بود، و چنین معنی، موجب تشبیه مخلوق به خالق نمیگردد، از این رو اگر ابراهیم، تنها محتاج خدا نمیشد، و آگاه به اسرار نبود، خلیل نیز نبود، ولی در موضوع توالد و تناسل، بین پدر و پسر، رابطه و پیوند ذاتی هست، حتّی اگر پدر، پسر را از خود براند و پیوندش را از او قطع كند، باز او پسر اوست، و پیوند پدری و پسری دارند. وانگهی اگر دلیل شما همین است كه چون ابراهیم، خلیل خدا است، پس عیسی پسر خداست، بنابراین بگوئید موسی نیز پسر خدا است، بلكه همانگونه كه به گروه یهود گفتم، اگر بنا است درجه مقام افراد باعث این نسبتها شود، بگوئید موسی، پدر، استاد، عمو، رئیس و مولای خداست… ولی هیچگاه چنین نمیگوئید. یكی از مسیحیان گفت: در كتاب انجیل كه بر حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ نازل شده آمده كه حضرت عیسی گوید: «من به سوی پدر خود و پدر شما میروم» بنابراین در این عبارت عیسی خود را، پسر خدا معرفی كرده است! - پیامبر: اگر شما كتاب انجیل را قبول دارید، طبق این سخن عیسی، باید همه مردم را پسر خدا بدانید، زیرا عیسی میگوید: «من به سوی پدر خود و پدر شما میروم» مفهوم این جمله این است كه هم من پسر خدایم هم شما. از طرفی این عبارت، سخن شما را كه قبلاً گفتید (در مورد اینكه چون عیسی دارای امتیازات و شرافت و احترام خاصّی است، خداوند او را بهعنوان پسر خود خوانده است) مردود میشمرد، زیرا حضرت عیسی در این سخن تنها خود را پسر نمیداند بلكه همگان را پسر خدا میداند. بنابراین، ملاك پسر بودن، امتیازات و ویژگیهای فوقالعاده عیسی نیست، زیرا سایر مردم در عین اینكه فاقد این امتیازات هستند، از زبان عیسی بهعنوان پسر خدا خوانده شدهاند. بنابراین به هر شخص مؤمن و خدا پرست میتوان گفت: او پسر خدا است، شما سخن عیسی رانقل میكنید ولی برخلاف آن سخن میگوئید. چرا شما واژه «پدر و پسر» را كه در سخن عیسی ـ علیه السّلام ـ آمده بر غیر معنی معمولی آن حمل میكنید، شاید منظور عیسی ـ علیه السّلام ـ كه میگوید: «من به سوی پدر خود و پدر شما میروم» همان معنی معمولیاش باشد یعنی من به سوی حضرت آدم و نوح كه پدر همه است میروم و خداوند مرا نزد آنها میبرد، آدم و نوح پدر همه ما است، بنابر این چرا از معنی ظاهری و حقیقی الفاظ دوری كنیم و برای آن معنای دیگر اتخاذ نمائیم؟! گروه مسیحی، آنچنان مرعوب و محكوم سخنان مستدل پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ شدند كه گفتند: ما تا امروز كسی را ندیده بودیم كه این چنین ماهرانه با ما مجادله و بحث كند كه تو با ما كردی، به ما فرصتی بده تا در اینباره بیندیشیم. پس از ظهور اسلام، جریانهای متعددی که منافع خود را در خطر میدیدند دست به مبارزه با این آئین نوپا زدند. مشرکان مکه در رأس این افراد بودند. باید توجه داشت که ظهور اسلام در شهر مکه بود. مکه شهر زیارتی و تجارتی مهمی در شبه جزیره عربستان شمرده میشد. موقعیت حساس این شهر سبب شده بود که سالانه درآمد قابل توجهی نصیب ساکنان مشرک این دیار شود. مشرکان مکه که با ظهور اسلام تمام منافع مادی و حیاتی خود را در خطر میدیدند در راه نابودی اسلام از هیچ تلاشی فروگزاری نکردند. آزار و اذیت آنان کار را به جائی رساند که عدهای از مسلمانان ناگزیر از هجرت به حبشه شدند. پس از چند سال که اذیت و آزار مشرکان به اوج خود رسیده بود پیامبر اسلام به مسلمانان دستور داد که از مکه خارج و به مدینه مهاجرت نمایند. پیامبر اسلام نیز خود به مدینه (که وفاداری خود را از پیش اعلام کرده بود) مهاجرت نمودند. در مدینه اگر چه از آزار و اذیت کفار خبری نبود اما در این شهر، اسلام از جانب دو گروه مورد تهدید بود: 1- منافقان داخلی: با ورود اسلام به مدینه، عملا اداره این شهر به دست مسلمانان افتاد و خیلی از ساکنان مشرک این شهر به این دین گرویدند. اما از همان ابتدا عدهای با هدف رسیدن به مطامع دنیوی به صورت ظاهری اسلام آوردند، ولی در باطن بر همان شرک خود باقی ماندند. افرادی همچون عبد الله بن ابی سلول و نعیم بن مسعود و یاران آنان[1] به تدریج به عنوان منافق مطرح شدند و به مثابه ستون پنجم در شهر مدینه دست به توطنه علیه اسلام میزدند. 2- یهودیان: پیروان آئین یهود بر اساس منابع دینی خود، به طور اجمال میدانستند که پیامبر آخر الزمان در شهر مدینه و یا اطراف آن ظهور خواهد نمود. لذا برخی از یهود خود را به مدینه رساندند و برخی نیز در اطراف این شهر (مانند خیبر و فدک) مستقر شدند تا به یاری او بشتابند و به او ایمان آورند. یهودیان آنقدر نسبت به این ظهور ایمان داشتند که ساکنان عرب این شهر یعنی أوس و خزرج را دائماً تهدید میکردند که در صورت ظهور پیامبر آخر الزمان به او ایمان میآورند و با علیه اوس و خزرج متحد خواهند شد[2]. ولی با ظهور اسلام و استقرار پیامبر در مدینه، این گروه از همان ابتدا شروع به کار شکنی کردند[3]. قرآن کریم در این زمینه میفرماید: وَ لَمَّا جاءَهُمْ کِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ (بقره/89) در جریان جنگ خندق، یهودیان به عنوان ستون پنجم دشمن در مدینه عملکرد نامطلوبی از خود به نمایش گذاشتند. بدین ترتیب جمعی از یهودیان بنی النضیر و بنی وائل به مکه رفتند و مشرکان آن سامان را به جنگ با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تشویق کردند و به آنها وعده دادند که تا نابودی کامل مسلمانان با مشرکان همراه باشند[4]. به تدریج اوجگیری تحرکات یهود علیه اسلام، منجر به مواجهه نظامی مسلمانان با آنان شد و در نهایت تمامی آنها از مدینه خارج شدند. آخرین مواجهه مسلمانان با یهودیان در جنگ خیبر بود که منجر به اخراج آنان از قلعههای خیبر شد. در طول تاریخ نیز این نگاه منفی همراه با سوء ظن به امت یهود، همواره در میان مسلمانان وجود داشته است. البته باید توجه داشت که در طول تاریخ، عکسالعملهاى یهودیان و مسیحیان و مشرکان درباره مسلمانان، در مقایسه با یکدیگر، متفاوت بوده است. گاهى یهودیان، دشمنى بیشترى از خود آشکار کردهاند و گاهى مسیحیان دست به جنگهاى سختى با مسلمانان زدهاند (مانند جنگهاى صلیبى). ولى در زمان رسول گرامى اسلام، گروهى که بیشتر از همه گروهها با مسلمانان عداوت و دشمنى داشتهاند، ملت یهود و گروه مشرکان بوده است و در مقابل آنها، مسیحیان عکسالعمل ملایمى از خود نشان دادهاند. این حقیقت در آیه شریفه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا» (مائده/82) به خوبى نمایان است. در این آیه خداوند خطاب به پیامبر اسلام مىفرماید: یهودیان و مشرکان را در دشمنى با مؤمنان از همه مردم سختتر مىیابى ولى نصارى را از نظر دوستى با مؤمنان، نزدیکترین مردم مىیابى. در زمان پیامبر اسلام، برخوردی خصمانه علیه مسلمانان نظیر آنچه را که از یهودیان و مشرکان مشاهده شد از جانب مسیحیان دیده نشد، بلکه بعضى از آنان مانند مسیحیان حبشه و در رأس آنها خود نجاشى و نیز مسیحیان نجران از در صلح و آشتى و ملایمت وارد شدند و حتى بسیارى از آنان اسلام را پذیرفتند. قرآن تصویر روشنی از این فضا را ارائه میدهد. بررسی واکنش مسیحیان در برابر اسلام، در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و چگونگی تعامل سازنده آنان با نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و به طور کل رفتار شناسی ایمانی آنان در صدر اسلام طبق آنچه که آیات قرآن آن را منعکس ساخته است، در الگو سازی همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان الهی در عصر حاضر، و گفتگوی دوستانه میان آنان، بسیار مؤثر خواهد بود. مسیحیان و قرآن: مسلمانان از همان آغاز ظهور اسلام با مسیحیان آشنا بودند. در میان برخی قبائل عربی همچون بنی تغلب[5]، بنی اسد، طی[6] و غسان[7] مسیحیانی وجود داشتند. همچنین در شهرهای مکه و طائف مسیحیانی زندگی میکردند[8]. در سال هفتم بعثت جمعی از مسیحیان نجران[9] که خبر ظهور پیامبر اسلام در مکه را شنیده بودند به محضر ایشان رسیدند تا در اینباره تحقیق کنند[10]. پیامبر نیز آیاتی از قرآن را برای آنان تلاوت کرد. به قدری این آیات در دلهای آنان اثر کرد که اشک از چشمانشان جاری شد و به این ترتیب به پیامبر ایمان آورند. جمعی از کفار مکه که از این پیشآمد ناراحت شده بودند، به سرزنش آنان پرداختند. اما این جمع تازه مسلمان توجهی به سخنان آنان ننمودند[11]. خداوند در مورد این مؤمنان آیات 52-55 سوره قصص را نازل کرد[12] خداوند در این آیات میفرماید: کسانى که قبلًا کتاب آسمانى به آنان دادهایم به آن [قرآن] ایمان مىآورند و هنگامى که بر آنان خوانده شود مىگویند: «به آن ایمان آوردیم اینها همه حق است و از سوى پروردگار ماست ما پیش از این هم مسلمان بودیم» آنها کسانى هستند که به خاطر شکیباییشان، اجر و پاداششان را دو بار دریافت مىدارند و بوسیله نیکیها، بدیها را دفع مىکنند و از آنچه به آنان روزى دادهایم انفاق مىنمایند و هر گاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روى مىگردانند و مىگویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان سلام بر شما (سلام وداع) ما خواهان جاهلان نیستیم!». قرآن در آیات دیگری رفتار مثبت مسیحیان حبشه را هنگام شنیدن آیات قرآن بیان میکند. هنگامی که آزار و اذیت کفار نسبت به مسمانان به اوج خود رسیدن پیامبر به جمعی از مسلمانان دستور داد که به حبشه مهاجرت کنند. لذا جمعی از مسلمانان همراه با جعفر بن ابى طالب و عبد الله بن مسعود و عثمان بن مظعون به حبشه نزد نجاشى رفتند. وقتى مشرکین خبر دار شدند، عمرو بن عاص را با جمعى به حبشه فرستادند تا مسلمانان را به مکه برگردانند. نجاشی در برابر این درخواست، ابتدا مسلمانان را طلبید تا از آنان در باره دینشان پرس و جو کند. پس از این که به محضر نجاشی رسیدند در ابتدا عقیده اسلام را درباره حضرت مسیح و حضرت مریم بیان کردند. سپس نجاشی از آنان درخواست کرد که آیاتی از قرآن را برای او تلاوت کنند. آنان نیز آیات ابتدائی سوره مریم را برای آنها تلاوت کردند، در حالى که از همه طرف، کشیشان و راهبان و سایر بزرگان نصاری حضور داشتند و گوش مىدادند. هنگامی که آیات قرآن را میشنیدند حقیقتى تازه براى آنان مکشوف گشته و اشکهایشان فرو مىریخت[13]. آیه شریفه «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَق» (مائده/83) تصویر بسیار زیبائی را از واکنش مثبت کشیشان مسیحی در برابر شنیدن آیات قرآن میدهد. بر این اساس خداوند در این آیات میفرماید: و هر زمان آیاتى را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهاى آنها را مىبینى که (از شوق،) اشک مىریزد، بخاطر حقیقتى که دریافتهاند آنها مىگویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس. ارتباط عاطفی مسیحیان با مسلمانان: همانطور که در ابتدا نیز اشاره کردیم در طول تاریخ، واکنش یهود و نصارى و مشرکان درباره مسلمانان، در مقایسه با یکدیگر، متفاوت بوده است در عین حال مسیحیان در صدر اسلام نسبت به یهودیان و مشرکان رفتار ملایمی در برابر مسلمانان از خود نشان دادند. خداوند نیز در آیه 82 سوره مائده این نکته را به خوبى نمایان ساخته است و یهودیان و مشرکان را سرسختترین دشمن مسلمانان و مسیحیان را نزدیکترین مردم به مؤمنان معرفی میکند. از جمله مواردى که مسیحیان نسبت به مسلمانان مهربانى کردند و به آنها پناه دادند، جریان مهاجرت جمعی از مسلمانان به سرکردگی جعفر بن ابى طالب به حبشه است. مردم حبشه که مسیحى بودند به آنان امان دادند و درخواست مشرکان مکه را در استرداد آنان ردّ کردند. همچنین هنگامی که پیامبر اسلام با پادشاهان دوران خود نامه نگاری کرد و آنان را به اسلام دعوت نمود، بهترین جواب را پادشاهان مسیحی آن دوران به پیامبر دادند. در این زمینه میتوان به هرقل حاکم رومی شام[14] و مقوقس پادشاه قبطی مصر[15] اشاره نمود. هنگامی که شام و مصر به دست مسلمانان فتح شد، مسیحیان این سامان از اولین کسانی بودند که اسلام را اختیار کردند[16]. در نگاه اول به نظر میرسد که آیه 82 سوره مائده (که بر ارتباط عاطفی مسیحیان با مسلمانان صحه گذاشته است) مورد بحث مربوط به یهود و نصارى عصر پیامبر است ولى احتمال اینکه آن را شامل تمام زمانها بدانیم، احتمال بعیدى نیست. زیرا یهود و مشرکان همواره در طول تاریخ نسبت به مسلمانان دشمنى کردهاند ولی در مقابل مسیحیان از آنها ملایمتر بودهاند. بر همین اساس مىبینیم در قرنهایى که تمدن اسلامى در اوج شکوفایى بود، بسیارى از دانشمندان مسیحى با مسلمانان همکارى نزدیک علمى داشتند و سهم مهمّى در ترجمه کتابهاى بیگانه به زبان عربى و بالا بردن توان علمى و فرهنگى جامعه اسلامى به خود اختصاص دادهاند[17]. البته در قرون وسطی جریان دینی در اروپا به گونهای پیش رفت که تا چند قرن شاهد اوجگیری خشونتهای مذهبی از جانب کلیسا در کشورهای اروپا بودیم. متأسفانه مسلمانان نیز از این بنیادگرائی دینی مصون نماندند و مسیحیان اروپا تا چند قرن سلسله جنگهای صلیبی[18] را بر مسمانان تحمیل کردند. ولی این جوّ خفقان بار پیش از آنکه مسلمانان را به ستوه آورد، خود مسیحیان را به تحرک واداشت که تا در برابر جاه طلبیهای عدهای دنیاپرست بایستند و در جهان مسیحیت، دست به اصلاحات عمیق دینی بزنند تا دیگر جهان مسیحیت با بنیادگرائی دینی و خشونتهای مذهبی قرون وسطی مواجه نشود. پس از دوران تاریک قرون وسطی شاهد بودیم که مسیحیان بعدى بخصوص دانشمندان آنها، از اهانتها و دشمنىهائی که علیه مسلمانان اعمال شد عذر خواستند. اسلام شناس معروف انگلیسى جان دیون پورت (1789-1877)، کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن» را نوشته است و اسلام را بطور منصفانه مطرح کرد[19]. در این زمینه نیز تا کنون صدها کتاب نوشته شده است. هر چند که استعمارگران و سیاستمداران باز هم براى کوبیدن مسلمانان و دستیابى به منابع آنان دست از توطئه نکشیدهاند ولى نباید آن را مربوط به مسیحیت و مسیحیان دیندار بگذاریم[20]. آیه مورد بحث، علت نزدیک بودن مسیحیان با مسلمانان را چنین ذکر مىکند که از آنها کشیشان و راهبانى هستند و آنها در مقابل حق گردنفرازى نمىکنند. یعنى دانشمندان راستین آنها و راهبانى که دنیاپرست نیستند و دنیا را رها کردهاند، در مقابل حق عناد نمىکنند ولى یهودیان با حق عناد مىکنند و این بیشتر به خاطر دنیا پرستى آنهاست که در آیه دیگر به آن تصریح شده است: وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَیاةٍ (بقره/ 96) و آنها (یهود) را حریصترین مردم بر زندگى مىیابى. بر اساس آیات 83- 84 سوره مائده، کشیشان و دانشمندان راستین مسیحى و راهبان تارک دنیا، چون عناد با حق ندارند، وقتى آیات قرآن را مىشنوند، اشک در چشمانشان حلقه مىزند چون حق را در مىیابند. وقتى انسان با حقیقت عناد و ستیز نداشته باشد، اگر آن را دریابد، دیگر بهانهاى در مخالفت با آن ندارد و باید بىدرنگ حقیقت را بپذیرد. آنها سپس اضافه مىکردند که «ما در خواست آن را داریم که خداوند ما را در گروه صالحان داخل کند و از آنها قرار بدهد» و البته این آرزوى هر شخص حق جو و خداپرستى است. اینان در پى جستن حقاند ولى آن را نمىیابند. از این رو هنگامی که سخن حق را بشنوند، سرکشى نمىکنند همین امر سبب شده است که براى هدایت فرصتى بیشتری داشته باشند. تأثیر حق در نفوس پاکیزه بسیار است، به گونهاى که ذهن را به خود مشغول مىکند و شوق ایمان را در دل به جوش مىآورد[21]. بنابراین سرشت نرم و سرعت حق پذیری مسیحیان موجب شده است که آنان سریعتر سخن حق را پذیرا شوند و همین سبب میشود که در مقابل مسلمانان قرار نگیرند و نسبت به آنها دشمنی سرسخت نباشند لذاست که در طول تاریخ شاهد بودیم که علما و راهبان مسیحی و به طور مکرر خدمت ائمه معصومین علیهم السلام میرسیدند و سؤالات خود را از آنها میپرسیدند[22]. در این زمینه باید این نکته را مورد توجه قرار داد که هنگامی که این چنین راهبان دنیاگریز و زاهدی، عهدهدار تربیت دینی مسیحیان میشوند به طور طبیعی روحیه زهدگرائی و چشمپوشی از لذتهای دنیا را به پیروان خود منتقل میکنند و به این ترتیب روحیه حق پذیری را در میان مخاطبان خود نهادینه میسازند.[23] همچنین باید توجه داشت که تصویری را که کتاب مقدس از رحمت خداوند ارائه میدهد، عمومی است که شامل تمام بشریت میشود. بر اساس مصوبه شورای واتیکانی دوم (1962-1965) «نجات شامل تمام کسانی است به آفریدگار ایمان دارند به ویژه مسلمانان که به [حضرت] ابراهیم و کیش او اعتقاد دارند و همراه با مسیحیان، خدای یکتای مهربان را میپرستند[24]» حال آنکه بر اساس عقاید یهودیان تنها نژاد بنی اسرائیل، برگزیده خدا هستند و تمام تدابیر او در راستای نفع رساندن به این نسل برگزیده است[25]. پیروان راستین عیسی مسیح: خداوند در قرآن کریم شخصیت ایمانی مسیحیان راستین را، اینگونه توصیف میکند: «ثُمَّ قَفَّیْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّیْنا بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً (حدید/27) یعنی سپس در پى آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم، و بعد از آنان عیسى بن مریم را مبعوث کردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دل کسانى که از او پیروى کردند رأفت و رحمت قرار دادیم. رسالت و پیامبری حضرت عیسی بر اساس صلح و دوستی بود لذا رأفت و رحمتی را که خداوند در دلهای مسیحیان قرار داده است، نتیجه طبیعی رسالت حضرت عیسی بود. بر این اساس کسانی که این مودت و دوستی در دلهای آنها نیست را نمیتوان از پیروان راستین آن حضرت بر شمرد. با توجه به گستره جمعیتی مسیحیت در جهان امروز، اگر مسیحیان بر تعالیم حقیقی حضرت عیسی استوار میماندند، باید امروز شاهد گسترش عدالت و صلح و دوستی در جهان میبودیم و میباید تمام انگیزههای دشمنی و درنده خوئی از این جهان رخت بر میبست ولی با کمال تأسف آنچه را که در دنیای امروز شاهدیم بر خلاف رسالت راستین حضرت عیسی است. با نگاهی به قرن بیستم و بیست و یکم مییابیم که آتش بسیاری از جنگها و نزاعها، توسّط کسانی بر افروخته شد که به ناحق مدّعی پیروی از حضرت عیسی مسیح هستند[26]. پر خطرترین جنگ افزارهای مدرن توسط این مدعیان دروغین صلح و بشردوستی ساخته میشود و بزرگترین تسلیحات کشتار جمعی، در زرّاد خانههای آنان نگهداری میشود. و حال آنکه پیروان حقیقی آن حضرت دارای صفات نیکوئی هستند که تمام ارزشهای انسانی در آن تجلی مییابد و تنها کسانی پیرو آن حضرت هستند که این صفات در آنها باشد. حضرت عیسی نیز ضمن برحذر داشتن از مدعیان دروغین، درباره آنها فرموده است: ایشان را از میوههای ایشان خواهید شناخت (متی 7: 15) پس هر چه این درخت انسانیت، میوههای نیکو دهد، انسان مسیحی به حضرت عیسی مسیح نزدیکتر میشود و بر عکس به هر مقدار که این درخت وجودی، کمثمرتر و یا بی ثمر باشد آن شخص از حضرت عیسی مسیحی دورتر شده است. [1] انوار درخشان ج3ص266 [2] امتاع الاسماع ج3ص359 [3] الکافی ج8،ص308؛ تفسیر العیاشی ج1،ص49 [4] تاریخ طبری ج2ص565 [5] تاریخ ابن خلدون ج3ص322 [6] تاریخ یعقوبی ج1ص336 [7] تاریخ ابن خلدون ج1ص263 [8] افکار و آراء فی الحوار المسیحی الاسلامی و العیش المشترک ص56 [9] نجران شهری در یمن که در راه مکه قرار دارد. مردم این دیار بت پرست بودند که به دست شخصی به نام فیمیون مسیحی شدند. دائرة المعارف الشیعیة العامة [10] الحوار الاسلامی المسیحی ص113 [11] الجامع لاحکام القرآن ج6ص256 [12] البحر المدید ج4ص260 [13] امتاع الاسماع ج4ص363-365 [14] امتاع الاسماع ج2ص61 [15] امتاع الاسماع ج1ص305 [16] الإصابة ج1ص62 [17] تفسیر کوثر ج3ص243 [18] مجموعه جنگهای مسیحیان غرب اروپا با مسلمانانِ بخشهائی از جهان اسلام، بین سده یازدهم و سیزدهم میلادی. این جنگ،ها به دعوت مقامات کلیسای کاتولیک رومی و حمایت امپراتور روم شرقی با اعلام هدف آزاد سازی اورشلیم و سایر مکانهای مقدس مسیحی که دست مسلمانان بود صورت گرفت. جنگهای صلیبی مجموعا هشت بار به وقوع پیوست. [19] عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن: جان دیون پورت ترجمه سید غلامرضا سعیدى ص 77 [20] تفسیر کوثر ج3ص243 [21] تفسیر هدایت ج2ص384 [22] الجدید فی تفسیر القرآن المجید ج2ص508-509 [23] تفسیر المراغی ج7ص7 [24] الاسلام فی عقیدته و نظامه ص248 [25] التفسیر المبین ص153 [26] التفسیر القرآنی للقرآن ج14ص794-795 نامهای ادیان و فرقه هادر قرآن نیامده فقط نام شیعه در قرآن چندین بار آمده ولی نام هیچ یک از فرقه های عمری 310 گمراه دین 310 عمر 310 کفری 310 گمراه دین 310 عمر 310 اباجهل در دین 310منکر 310 حرامیان 310 نیرنگ 310 ابله منافقا310 جاهل منافق 310 اباجهل در دین 310 جهل عرب 310 عمر 310 نیرنگ 310 منکر 310 ابجد ابوبکر 231 احمق ملحد 231 با کج فهم های دین 231 براه کج 231 راه دزدی 231 خط پلیده دینها 772-541 عمر ابوبکر= 231 ابوبکر 231 خلط پلید ابلیسی ها 772-541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر عمر عثمان 1202 بکافران محض 1202 دزده غافله ادیان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 و ابجد عمر ابوبکر 49 شجره ملعونه 49 میباشد به ابجد کبیر ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 عداوتین 541 شرکیه ها 541 اهل شر 541 شرما 541 مرگ کافر 541 قاتلی 541 ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک اسفل سافلین 541دشمنه اسلامی541شرما 541فتنه ها 541 541دشمنه اسلامی541 عمر و ابوبکر 9 4 ابجدصغیر ابوبکر و عمر 49 میباشد عمر 22+27 ابوبکر = 49 بدشمن اسلام دشمن قرآن 49 شجره ملعونه 49 عمر ابوبکر 49 به ابجد شیطان منافقی 651-110 دین الهی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 به ابجد محمد 92+ عهد شکن ۴۴۹ =۵۴۱ عمر و ابوبکر عهد خود را شکستند = بغدیر ۱۲۱۶- ۱۴ معصوم = ۱۲۰۲ ابجد عمر ابوبکر و عثمان ۱۲۰۲ دشمن خدا بوده اند ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر =541 ابوبکر و عمر ۵۴۱ مقصر ۴۳۰+۳۱۰ عمر +۲۳۱ ابوبکر = ۹۷۱ ظالم یا 971 خطاء کار دینها 971 یا ظالم 971به دست میآید۹۷۱ – ۳۱۰ عمر = ۶۶۱ عثمان+ ۳۱۰=ظالم ۹۷۱ظالم +۲۳۱ ابوبکر = ۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه کفر ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون ۱۲۰۲ ابوبکر و عمر و عثمان ۱۲۰۲ دزده غافله ادیان 1202 میباشد ظالم منهای مقصر میشه ابوبکر و عمر ۵۴۱ طریق اسلام ۴۵۱- ۵۴۱ عمر و ابوبکر = ۱۱۰ علی مولاء طریق اسلام میباشدامام باقر(ع) میگفت چه کنم یاور ندارم انداره این سه تا بزها یار با وفا ندارم اگه داشتم دستور جهاد میدادم
نظرات شما عزیزان:
+ نوشته شده در یک شنبه 14 تير 1398برچسب:
,
ساعت 10:33 توسط امیر علی عرفانیان
|